bidel
15 شهریور 1401 - 12:18

روایت راهپیمایی زائران از زاهدان/ «ویزای اربعین» دعوت‌نامه امام!

حرف که می‌زنند از نگاهشان می‌شود همه شور و اشتیاق‌شان را فهمید؛ زائران پاکستانی به‌رغم مشکلات ناشی از سیل اخیر ویزای اربعین را دعوت‌نامه‌ای می‌دانند که آن‌ها را به جمع حسینیان فراخوانده است. دریافت 65 MB دریافت 65 MB دریافت 65 MB65 MBخبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: هزاران زائرین پاکستانی به‌رغم تمام مشکلات پس از سفر چندروزه در حال وارد شدن به خاک جمهوری اسلامی ایران هستند تا بتوانند پس از مشرف شدن به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام و حضرت فاطمه معصومه (س) عازم عراق شوند و در راهپیمایی جهانی اربعین حسینی شرکت کنند. خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها:خبرگزاری مهراین زائران تا چندین سال پیش فقط از مرز میر جاوه کشورمان وارد ایران اسلامی می‌شدند ولی اکنون مرز ریمدان چابهار هم شاهد ورود زائران پرشور پاکستانی است. زائرانی که با تمام خستگی و مشکلات مسیر وقتی عکس امام خمینی (ره) را می‌بینند آن را بوسه می‌زنند و می‌گویند: تمام خستگی‌هایشان با دیدن این نمادهای دینی از بین می‌رود. در ادامه گفتگو چند تن از زائران پاکستانی با خبرنگار مهر را می‌خوانیم. خبرنگار مهربه خود کشور امام رضا رسیدم و دیگر نیازی به حرز امام ندارم به خود کشور امام رضا رسیدم و دیگر نیازی به حرز امام ندارمبه خود کشور امام رضا رسیدم و دیگر نیازی به حرز امام ندارمنامش دکتر عبدالنبی است ساکن «حیدرآباد سند»، او را در سالن ورزشی محل استقرار زائران در حال بوسیدن پارچه‌ای که با نام امام حسین علیه‌السلام مزین است دیدم به سمت او رفتم و با او گفتگو را آغاز کردم. این زائر پاکستانی می‌گوید: در پاکستان رسم است که برای حفظ جان خود امام ضامن (حرز امام رضا علیه‌السلام) را باید همراه داشته باشیم و من هم آن را داشتم البته تا مرز ریمدان، وقتی وارد خاک ایران شدم حرز امام رضا علیه‌السلام را درآوردم و گذاشتم داخل کیفم چون دیگر من به خود کشور امام رضا علیه‌السلام رسیدم و دیگر نیازی به حرز امام ندارم خود ضامن آهو محافظ من است معتقدم در خانه نیازی به حرز ندارم و ایران خانه من است و من دیگر آنجا هستم. وی در ادامه می‌گوید: من چندین بار به مکه مکرمه رفتم و فریضه حج بجا آوردم و آرامشی که در جوار رحمت العالمین داشتم را امروز در خاک جمهوری اسلامی ایران داشتم. ما شیعیان از یک خانواده هستیم ما شیعیان از یک خانواده هستیمما شیعیان از یک خانواده هستیماین زائر پاکستانی از اینکه با خانواده خود نیامده ابراز ناراحتی می‌کند و با بغض ادامه می‌دهد: دیگر تا زنده‌ام با خانواده برای زیارت خواهم آمد. وی نسبت به امام خمینی ارادت خاصی دارد و می‌گوید: ما شیعیان از یک خانواده هستیم و بی‌سرپرست هم نیستیم، امام خمینی (ره) افتخار ماست و سرپرست این خانه اکنون امام خامنه‌ای هستند. البته دکتر عبدالنبی نسبت به رانندگان اتوبوس گلایه‌ای هم داشت و خواستار بررسی مسائل در این زمینه شد. دیگر این فقط ویزا نیست بلکه دعوت نامه خود امام است دیگر این فقط ویزا نیست بلکه دعوت نامه خود امام استدیگر این فقط ویزا نیست بلکه دعوت نامه خود امام استزائر دیگر از منطقه «سکهر پاکستان» است، شهری که دیگر فقط نامش باقی است و تمامی خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی آن را سیل اخیر نابود کرده است. این زائر پاکستانی می‌گوید: خانه‌هایمان در سیل اخیر ویران شد و تمام دارایی ما همان پولی بود که در بانک گذاشته بودیم. وقتی برای ویزای ایران اقدام کردم سیل نیامده بود و ویزای ما پس از سیل آمد ولی گفتیم هرچه داریم از امام حسین (علیه‌السلام) و اهل‌بیت (ع) است و تا زنده‌ایم نوکر آن‌ها باشیم و دیگر این فقط ویزا نیست بلکه دعوت‌نامه خود امام است و بلند شده و راهی ایران شدم تا در اربعین حسینی شرکت کنم. او می‌گوید وقتی اخلاص و شوق خدمت مردم سیستان و بلوچستان را دیدم دیگر خستگی سفر چندروزه از تن‌مان رفت. این زائر پاکستانی می‌گوید: همیشه برای حفظ جمهوری اسلامی ایران دعا می‌کردم و اکنون هم می‌گویم خداوند تا ظهور امام زمان (عج) نگهدار این نظام باشد. احساس کردیم در خانه خود هستیم احساس کردیم در خانه خود هستیماحساس کردیم در خانه خود هستیماو می‌گوید فکر نمی‌کردم که یک روحانی بیاید و وسایل ما را بردارد و به ما کمک کند ولی وقتی متوجه شدم که این روحانیون از جامعه المصطفی العالمیه قم برای خدمت به زائرین به سیستان و بلوچستان آمده‌اند برای آن‌ها دعای خیر کردم. زائر دیگر پاکستانی هم می‌گوید: اینجا رسیدیم احساس کردیم در خانه خود هستیم و خادمان موکب زائران هم با ما مثل برادر برخورد می‌کنند، قرار بود ما راهپیمایی اربعین را از نجف شروع کنیم ولی احساس می‌کنم دیگر ما از همین‌الان در راهپیمایی اربعین حسینی (ع) قرار داریم و اربعین ما از همین زاهدان شروع‌شده است. این اشتیاق در حالی است که این زائران هرکسی را می‌دیدند با دلهره بسیار و نگرانی یک سؤال می‌پرسیدند و آن این بود که «ان‌شاءالله عراقی‌ها مرز خود را برای ما پاکستانی‌ها باز می‌کنند دیگر…؟»
منبع: مهر
شناسه خبر: 716375